السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)

207

قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)

پسرت اسماعيل را به تو بخشيدم و ثواب قربانى كردن او را به تو اعطا نمودم و بالاترين درجات اهل ثواب بر مصائب و بلايا را به تو ارزانى كردم و اين تفسير قول خداى تعالى است كه فرمود : وَ فَدَيْناهُ بِذِبْحٍ عَظِيمٍ . در اين خصوص اشكال شده كه اگر حسين ( ع ) فداء اسماعيل باشد ، بايد فداشونده از نظر درجه از شخص مفدى پايينتر باشد و حال آنكه مقام حسين ( ع ) افضل از اسماعيل ( ع ) است . حاصل رفع اشكال اين است كه منظور از فداء عوض و بدل است ، يعنى خداوند مصيبت ابراهيم و حزن او بر حسين ( ع ) را بدل و عوض مصيبت او بر ذبح فرزند خودش قرار داد ، و خداى سبحان به اين ترتيب ابراهيم را در اعلى درجه تكليف مصائب حزن بالا برد . بعضى از فضلاء اين اشكال را به نحو ديگرى مطرح كرده‌اند و گفته‌اند : اسماعيل پدر يا جدّ پدرى پيامبر ( ص ) و اهل بيت او بوده است و اگر اسماعيل ذبح مىشد ، جميع اين شجرهء مباركه ذبح شده و به عرصهء ظهور نمىرسيدند ، و هيچ ترديدى وجود ندارد كه مجموعه اين سلسله بلند مرتبه افضل و اشرف از حسين ( ع ) به تنهايى مىباشد و آنچه در حديث آمده بر همين اساس است . در تفسير ( على بن ابراهيم ) در حديثى طولانى از امام صادق ( ع ) نقل شده : وقتى كه اسماعيل خود را تسليم امر الهى كرد و ابراهيم اراده نمود كه او را ذبح كند ، پير مردى پيش آمد و گفت : اى ابراهيم از اين پسر چه مىخواهى ؟ گفت : مىخواهم او را قربانى كنم ، پير مرد گفت : سبحان اللَّه ، آيا مىخواهى پسرى را ذبح كنى كه يك لحظه هم خدا را معصيت نكرده است ؟ ابراهيم گفت : خداوند مرا به اين امر مأمور نموده ، او گفت : پروردگارت تو را از اين كار نهى مىكند و اين شيطان است كه تو را به اين امر فرمان مىدهد . ابراهيم در پاسخ او گفت : واى بر تو ، كسى كه مرا به اين مرحله رسانده ، خودش مرا به اين امر فرمان داده ، پير مرد گفت : اى ابراهيم تو امام و پيشوايى هستى كه مردم به تو اقتدا مىكنند و تو اگر پسرت را ذبح كنى مردم از تو پيروى كرده و فرزندان خود را قربانى مىكنند ، ابراهيم ساكت شد و با او سخن نگفت ، بلكه به طرف پسر رفت و با او در بارهء ذبح مشورت نمود و چون اسماعيل پدر را تشويق كرد هر دو تسليم امر